بزرگمون با زن جوون و زیباش به سفری میرن و در راه برگشت خبر میرسه حاجی زودتر برگرد که شهر شلوغ شده، ایشونم با عجله دستور میده کاروان بدو بدو برگرده، تو این گیر و دار زن جوون (عایشه) که رفته بوده دست به آب، از مستراح که میاد بیرون میبینه شت، کاروان رفته و اینو جا گذاشتند.
همینجوری تو شیش و بش بود که یهو میبینه عقبدار کاروان که از قضا مرد جوونی هم بود از راه میرسه، بهش میگه بانو تو اینجا چیکار میکنی؟ میگه جا موندم حاجی، اونم میگه غمت نباشه آبجی بشین بریم، خودم میرسونمت.
حالا از اونور هم شوهر بزرگوار تازه با زن سابق پسرخوندهاش، زینب خانوم
حالا از اونور هم شوهر بزرگوار تازه با زن سابق پسرخوندهاش، زینب خانوم
ازدواج کرده بود و تازه یک سوره کامل هم برای هَووی این عایشه خانوم نازل کرده بود.
القصه! عایشه و مرد جوون که دو ترکه سوار بر اسب وارد شهر شدند، ملت گفتند آهان این دختره با این پسره تو بیابون تنها… حتما انتقام این هووی جدید رو از رسولالله گرفتند.
هی من بگو تو بگو تا بالاخره به
القصه! عایشه و مرد جوون که دو ترکه سوار بر اسب وارد شهر شدند، ملت گفتند آهان این دختره با این پسره تو بیابون تنها… حتما انتقام این هووی جدید رو از رسولالله گرفتند.
هی من بگو تو بگو تا بالاخره به
به گوش رسولالله رسید اون بزرگوارم که اصلا خط قرمزش زناش بودند.
اینه که قاطی میکنه و پسر عموش علی رو میکشه کنار که حاجی اینها چی میگن؟ علیمونم که کلا بیاعصاب، میگه ولش کن بابا چه فراوونه زن، طلاقش بده و خلاص!
رسولالله بیشتر قاطی میکنه، علی میگه حالا میخوای مطمئن شی من
اینه که قاطی میکنه و پسر عموش علی رو میکشه کنار که حاجی اینها چی میگن؟ علیمونم که کلا بیاعصاب، میگه ولش کن بابا چه فراوونه زن، طلاقش بده و خلاص!
رسولالله بیشتر قاطی میکنه، علی میگه حالا میخوای مطمئن شی من
میرم دوتا چک میزنم زیر گوش کنیزش ببینم اون چیزی میدونه یانه!
داداشمون میره اون کنیز بدبختو هم چَکی میکنه، منتها زن بیچاره میگه والله بالله عایشه بیگناهه!
از اونور عایشه هم قهر میکنه میره خونه باباش. رسولالله پا میشه میره دنبالش اونم میگه نه حاجی برو، برو
داداشمون میره اون کنیز بدبختو هم چَکی میکنه، منتها زن بیچاره میگه والله بالله عایشه بیگناهه!
از اونور عایشه هم قهر میکنه میره خونه باباش. رسولالله پا میشه میره دنبالش اونم میگه نه حاجی برو، برو
با همون پسر عمو و زینب جونت که تازه عقدش کردی و گریه و زاری.
بزرگوار هم هی فکر میکنه میبینه اوضاع خیلی به هم پیچیده شده اینه که چی کار میکنه؟ بعله باز هم درست حدس زدید!
بزرگوار هم هی فکر میکنه میبینه اوضاع خیلی به هم پیچیده شده اینه که چی کار میکنه؟ بعله باز هم درست حدس زدید!
آیه نازل میکنه:
کسانی که به زنان با ایمان عفیفه، بیخبر از کار بد تهمت زنند، محققا در دنیا و آخرت ملعون و محروم از رحمت حق هستند و هم آنان به عذابی بزرگ معذب خواهند شد.
سوره نور آیه ۲۳
بعدم میده دوتا از کسایی که بیشتر از همه پشت سر زنش حرف زده بودنو شلاق بزنند تا بقیه خفه شن(:
کسانی که به زنان با ایمان عفیفه، بیخبر از کار بد تهمت زنند، محققا در دنیا و آخرت ملعون و محروم از رحمت حق هستند و هم آنان به عذابی بزرگ معذب خواهند شد.
سوره نور آیه ۲۳
بعدم میده دوتا از کسایی که بیشتر از همه پشت سر زنش حرف زده بودنو شلاق بزنند تا بقیه خفه شن(:
*دو ترکه سوار بر شتر، نه اسب
جاري تحميل الاقتراحات...