ـ #رشتوی_جدید
روایت کامل ضحاک، کاوه آهنگر و فریدون
از شاهنامه
احتمالا بارها از ضحاک و قیام کاوه آهنگر شنیدید. اما آیا تابحال شده اصل داستان رو بخونید و ببینید ماجرا از چه قرار بوده؟
در این رشتو میخوام داستان کامل ضحاک و کاوه و فریدون رو برمبنای شاهنامه فردوسی، براتون تعریف کنم.
روایت کامل ضحاک، کاوه آهنگر و فریدون
از شاهنامه
احتمالا بارها از ضحاک و قیام کاوه آهنگر شنیدید. اما آیا تابحال شده اصل داستان رو بخونید و ببینید ماجرا از چه قرار بوده؟
در این رشتو میخوام داستان کامل ضحاک و کاوه و فریدون رو برمبنای شاهنامه فردوسی، براتون تعریف کنم.
٩-
همینطور که جمعیت جوان کشور مشغول تباه شدن بود، دو تا مرد پاکسرشت به اسم اَرمایل و گَرمایل تصمیم میگیرن با نیرنگی جانِ بخشی از جمعیت رو نجات بدن.
همینطور که جمعیت جوان کشور مشغول تباه شدن بود، دو تا مرد پاکسرشت به اسم اَرمایل و گَرمایل تصمیم میگیرن با نیرنگی جانِ بخشی از جمعیت رو نجات بدن.
١٠-
دو پاکیزه از گوهرِ پادشا
دو مردِ گرانمایه و پارسا
یکی نام، ارمایلِ پاکدین
دگر نام گرمایلِ پیشبین
چنان بُد که بودند روزی به هم
سخن رفت هرگونه از بیشوکم
ز بیدادگر شاه و از لشگرش
وز آن رسمهای بَد اندر خورش
یکی گفت ما را به خوالیگری
بباید برِ شاه رفت آوری
دو پاکیزه از گوهرِ پادشا
دو مردِ گرانمایه و پارسا
یکی نام، ارمایلِ پاکدین
دگر نام گرمایلِ پیشبین
چنان بُد که بودند روزی به هم
سخن رفت هرگونه از بیشوکم
ز بیدادگر شاه و از لشگرش
وز آن رسمهای بَد اندر خورش
یکی گفت ما را به خوالیگری
بباید برِ شاه رفت آوری
١١-
این دو میرن به کاخ ضحاک و میگن ما آشپز هستیم اجازه بده در آشپزخانه کاخ کار کنیم. ضحاک قبول میکنه. هر روز که سربازهای ضحاک، دو تا جوان ایرانی رو شکار میکنن و به آشپزخانه ضحاک میدن، اَرمایل و گَرمایل یکی از جوانها رو مخفیانه فراری میدن و جای مغز جوان فراری، مغز گوسفند رو جا
این دو میرن به کاخ ضحاک و میگن ما آشپز هستیم اجازه بده در آشپزخانه کاخ کار کنیم. ضحاک قبول میکنه. هر روز که سربازهای ضحاک، دو تا جوان ایرانی رو شکار میکنن و به آشپزخانه ضحاک میدن، اَرمایل و گَرمایل یکی از جوانها رو مخفیانه فراری میدن و جای مغز جوان فراری، مغز گوسفند رو جا
١٢-
میزنند و به خورد مارهای ضحاک میدن. به این ترتیب هر ماه بجای ۶٠ جوان، ٣٠ جوان کشته میشه و ٣٠ جوان زنده میمونه. اون جوانانی که زنده میمونند به جایی در کوههای زاگرس پناه میبرند و شروع میکنند مخفیانه به یادگیری آموزشهای نظامی. فردوسی میگه #کُردها از نسل این جوانان هستند:
میزنند و به خورد مارهای ضحاک میدن. به این ترتیب هر ماه بجای ۶٠ جوان، ٣٠ جوان کشته میشه و ٣٠ جوان زنده میمونه. اون جوانانی که زنده میمونند به جایی در کوههای زاگرس پناه میبرند و شروع میکنند مخفیانه به یادگیری آموزشهای نظامی. فردوسی میگه #کُردها از نسل این جوانان هستند:
١٣-
از اینگونه هر ماهیان، سیجوان
از ایشان همی یافتندی روان
چو گرد آمدی مَرد از ایشان دویست
بر آن سان که نشناختندی که کیست
خورشگر بدیشان بُزی چند و میش
سپردی و صحرا نهادند پیش
کنون #کُرد از آن تخمه، دارد نژاد
که ز آباد ناید به دل برش یاد
از اینگونه هر ماهیان، سیجوان
از ایشان همی یافتندی روان
چو گرد آمدی مَرد از ایشان دویست
بر آن سان که نشناختندی که کیست
خورشگر بدیشان بُزی چند و میش
سپردی و صحرا نهادند پیش
کنون #کُرد از آن تخمه، دارد نژاد
که ز آباد ناید به دل برش یاد
١۴-
همزمان با این وقایع، یک زن و شوهری بودند به نام آبتین و فرانَک. آبتین از نسل شاهان قدیم ایران بود. القصه، فرانَک حامله میشه و یه پسر به دنیا میاره به نام #فریدون. خود آبتین هم بعدها کشته میشه تا مغزش رو مارهای ضحاک بخورن.
همزمان با این وقایع، یک زن و شوهری بودند به نام آبتین و فرانَک. آبتین از نسل شاهان قدیم ایران بود. القصه، فرانَک حامله میشه و یه پسر به دنیا میاره به نام #فریدون. خود آبتین هم بعدها کشته میشه تا مغزش رو مارهای ضحاک بخورن.
١۵-
فریدون از همون بدو تولد با بقیه بچهها فرق داشت و مشخص بود آیندهاش متفاوته. «فره ایزدی» (یعنی لطف الهی که شامل پادشاهان ایران میشد) و آخرین بار به جمشید، شاهی که به دست فریدون کشته شد، رسیده بود، حالا به فریدون رسید:
جهانجوی، با فَرِّ جمشید بود
به کردار تابنده خورشید بود
فریدون از همون بدو تولد با بقیه بچهها فرق داشت و مشخص بود آیندهاش متفاوته. «فره ایزدی» (یعنی لطف الهی که شامل پادشاهان ایران میشد) و آخرین بار به جمشید، شاهی که به دست فریدون کشته شد، رسیده بود، حالا به فریدون رسید:
جهانجوی، با فَرِّ جمشید بود
به کردار تابنده خورشید بود
١۶-
خلاصه فریدون به آرامی رشد میکرد و بزرگ میشد. صورت و سیرت نیکو داشت، خردمند بود، دانشمند بود، و پهلوان:
جهان را چو باران به بایستگی
روان را چو دانش به شایستگی
خلاصه فریدون به آرامی رشد میکرد و بزرگ میشد. صورت و سیرت نیکو داشت، خردمند بود، دانشمند بود، و پهلوان:
جهان را چو باران به بایستگی
روان را چو دانش به شایستگی
قسمت دوم و پایانی 👇
جاري تحميل الاقتراحات...