BahramGour بهرام گور
BahramGour بهرام گور

@bahramgour

43 تغريدة 5 قراءة Dec 29, 2022
🧵از انقلاب وحشت در فرانسه میگم، این بار از آنتوان لاووازیه و همسر بینظیرش، از یکی از این جذابترین زوج‌های اروپا و پایان تراژیکشان، از دشمنی با کارفرینان ‌و صاحبان ایده .... آماده باشید که خواندن این داستان ذهن باز و بیطرف میخواد
#ریتوییت هم کردی که تصدقت
بعد از نوشتن سه قسمت از انقلاب فرانسه میخواستم دیگه برم سراغ مغز متفکرش روبسپیر ولی دیدم بدون تعریف کردن از لاووازیه و زن فوق العاده‌اش مری‌-آن و بلایی که بر سر کارآفرینان آوردند امکان ندارد، پس اول داستان آنها را بخوانید ٢
من در مورد زندگی علمی لاووازیه صحبت نمیکنم، مسلما دوستانی که در علوم تحصیل کردند بهتر از من آن را میدانند من اینجا از زندگی او و همسرش حرف میزنم و هر شباهتی به دنیای امروز هم کاملا اتفاقی است 🙃٣
لاووازیه و همسرش ١۵ سااااال اختلاف سن داشتند که حتی برای همان زمان هم خیلی بود، آنها در ۱۷۷۰ در اواخر دوران لویی پانزدهم با یکدیگر آشنا شدند وقتی لاووازیه ٢٧ سال و مری‌-آن تنها ١٢ سال داشت😳۴
ژاک-پوز پدر مری‌-آن مدیر کل La ferme générale
بود جایی شبیه اداره کل مالیات امروز ولی رییس آن یک درصدی هم برای وصول مالیات می‌گرفت (قانونی) و همین باعث ثروت بسیار خانواده پوز شده بود. ۵
در همین زمان یک بارون برای برادر ۵٠ ساله‌اش مری‌-آن را خواستگاری می‌کنه و پدر رو تهدید می‌کنه که اگر دخترت رو ندی، پستت رو در اداره مالیات از دست خواهید داد🙄
دختر که جوان، زیبا و باهوش بوده براش خارج از سوال بود که زن یک مرد ۵٠ ساله بشه ۶
ژاک به همراه برادرش (عموی دختر) که یکی از روحانیون بسیار پرنفوذ بوده دخالت میکنند و سعی می‌کنند خودشون برای دختر یک جوان شایسته پیدا کنند و عمو، جوانی که در همان دستگاه la ferme general مشغول کار و ایده‌پردازی بود رو مناسب میبینه، اون جوان اسمش بود؛ آنتوان لاووازیه٧
اما آنتوان لاووازیه تنها یک کارمند معمولی اداره مالیات نبود، او به شیمی علاقه داشت و در همان ٢٧ سالگی عضو آکادمی علوم فرانسه بود( فراموش نکنید ما از سال ۱۷۷۰ در اوج دوران روشنگری صحبت میکنیم) ٨
او یک شجاعت عجیب و غریبی در علوم و اکتشاف داشت، تسلط عجیب به اطلاعات عمومی که در آن روز خیلی جذاب بود، و همین باعث میشه ازدواج خیلی سریع سر بگیره و در انتهای ۱۷۷۱ آنها ازدواج میکنند ٩
چیزیکه این ازدواج رو حتی در آن زمان متمایز میکرد هماهنگی و نقش مکمل این دو زوج در زندگی پاریسی آن دوران بود، با وجود تفاوت سن زیاد مری‌-آن چیزی بیشتر از یک همسر بود ١٠
او کاملا نقش همراه و منشی و مجری آنتوان را داشت بخصوص وقتی در ١٧٧۵ لاووازیه در کنار پست مدیریتی در اداره مالیات مدیر یک آزمایشگاه ساخت پودر شیمیایی هم میشود. زندگی آنها بلافاصله بدون ثروت خانوادگی مری-ان تغییر میکند ۱۱
آپارتمان بسیار بزرگ و زیبایی در آرسنال پاریس میخرند، زوج لاووازیه هر روز ۵ صبح بیدار میشدند، در لابراتوار از ۶ تا ٩ و ١٩ تا ٢١ کار میکردند ، بعداز ظهر ها که آنتوان در اداره مالیات بود مری‌-آن امور اداری ساخت پودر را انجام میداد ١٢
حالا دیگه مادام لاووازیه دو بار در هفته مهمانی می‌گرفت ولی نه مهمانی عادی که در ذهن شماست، از مهمانها میشه از بنجامین فرانکلین( رییس جمهور آینده آمریکا) نویسنده انگلیسی آرتور یانگ، سر چارلز بلکدن Blagden و تقریبا تمام علمای غیر فرانسوی که از پاریس می‌گذشتند ١٣
حالا خانه آنها به شکلی تبدیل به معبد علوم پاریس شده بود و تمام دانشمندان آن زمان تشنه دریافت دعوتنامه میهمانی به منزل زوج لاووازیه بودند، تمام آنهایی که در ان خانه حضور داشتند از ماری-ان در کنار آنتوان و تسلط آنها به علوم و ایده‌های بسیار جذابشان برای آینده نوشتند ١۴
همانطور که بهتر از من میدانید آنتوان بر روی مشتقات هوا کارهای بی‌نظیر انجام داد ولی شاید ندانید که او به یک رشته جدید در علم هم علاقمند شده بود «اقتصاد» ١۵
ماری-ان که به زبان انگلیسی تسلط کامل داشت کتب اقتصادی انگلیسی را برای شوهرش ترجمه میکرد و آنتوان بر روی بدهی عمومی فرانسه تحقیق میکرد، که یکی از سرمنشأ های انقلاب فرانسه هم بود. ١۶
خلاصه در ١٧٧٨ زوج لاووازیه تبدیل به زوج ایده‌آل جامعه فرانسه میشه، زوجی با هارمونی فوق‌العاده که هم بر تفاوت سن و هم بر تفاوت طبقه اجتماعی با مطالعه و تکیه بر علم فائق آمده بودند، ١٧
ژاک لویی داوید در ١٧٨٨ نقاشی توییت اول را از آنها میکشد تا به تمام فرانسه نشان دهد که یک زوج ایده‌آل چگونه است. زببا، جذاب، ثروتمند ولی از راه کار کردن و علوم بی توجه به اختلافات ... (شما وسایل شیمی آنتوان را روی میز می‌بینید) ١٨
ولی آنها نمی‌دانستند که فرانسه و زندگی آنها در آستانه زیر و رو شدن است😰 لطفا اگر این مطالب چیزی به دانسته های شما اضافه کرد توییت اول را ریتوییت کنید
هیچ منظور سیاسی پشت این مطالب نیست بجز مرور تلخ تاریخ
١٩
بله ما دیگه در ماه مه ١٧٨٩ در ورسای هستیم جلسه les états généreux در مطالب قبلی در مورد این مجلس تقریبا مشروطه فرانسه براتون توضیح دادم ، آنتوان میخواست بعنوان نماینده طبقه سوم یا مردم انتخاب بشه
۲۰
اما از اونجایی که چند سال قبل بخاطر تحقیقات علمی اش از لویی شانزدهم جوان عنوان اشراف زاده قبول کرده نمی‌تواند، پس لاجرم بعنوان نماینده طبقه اشراف به مجلس راه میابد، (این هم از بدشانسی اش بود) ٢١
در مطالب قبلی مفصل در مورد اتفاقات سریع و وحشتناک انقلاب در آن روزها تعریف کردم، آنتوان که خودش با تغییرات موافق بود و تحقیقات زیادی هم در این رابطه انجام داده بود با تخریب و اعدام مخالف بود و همین کار دستش میده ٢٢
اتفاقات انقلابی همینطور پشت سر هم میوفته اتفاقات غیر منتظره، ولی شاید اگر بخواهیم به فارسی بهتر بگیم، اتفاقاتی که خیلی زیاد منتظر مانده بودند و حالا که فوران کرده بود هیچکس را یارای کنترل این خشم بی منطق نبود. ٢٣
آزادی مطلق همانطور که انقلابیون می‌خواستند تمام فضا را اشغال میکند، آنتوان خودش رو در مقابل طوفان حوادث کاملا بیقدرت میبینه، آنتوان موافق سلطنت بود ولی سلطنتی مشروطه و کاملا کنترل شده توسط یک مجلس عمومی ولی کی می‌تونست به انقلابیون خشمگین حرف بزنه؟ 😰 ٢۴
آنتوان ولی خودش به انقلابیون در بعد اقتصادی کمک میکنه، اولین بسته اقتصادی کمک به فقرا les poids et les mesures با نظر او تنظیم میشه، اولین قانون مالیاتی رو گروهی زیر نظر لاووازیه تنظیم می‌کنند، نظرات بسیار صحیحی در مورد بدهی دولت میده ٢۵
در ١٧٩١ به عنوان کمیسر خزانه داری کل، چیزی شبیه همان وزیر اقتصاد و رییس بانک مرکزی انتخاب میشه، یادتون نره که قبلاً هم در اداره مالیات کار کرده بود، مطالعات لاووازیه همین امروز هم موجودند و نشان از عمق نگاه اقتصادی او به مشکلات اجتماعی داره. ٢۶
در ١٧٩٢ او مطالعات کنت دورسه cont d'Orsey در مورد سازمانهای عمومی (در رژیم گذشته) را ادامه میده و برای انقلابیون طرح مدرنی از نقش و جایگاه دولت در اجتماع ارائه میده، شما می‌بینید که افراد رژیم گذشته در ابتدا چقدر در انقلاب نقش موثری داشتند ٢٧
در همان زمان که انقلاب به دست روبسپیر و اعوان و انصارش میوفتاد لاووازیه تبدیل به یک پارادوکس عجیبی میشد، داماد رییس اداره مالیات در رژیم گذشته که از تمام امکانات برخودار بود امروز طراح تمام سیستم دولتی جدید شده بود. ٢٨
شما امروز خیلی بهتر می‌توانید احساسات خشمگین انقلابیون آن زمان را درک کنید، آنها انقلاب کرده بودند که رژیم را ساقط کنند و افراد رژیم را به دریا بریزند، حالا یکی از دانشمندان آنها شده طراح این انقلابیون خشمگین 🙃🤷🏻‍♂️😰٢٩
با لاووازیه چه کنیم؟ دقیقا دقت کنید به اینجا 👇
با کار کردن در اداره مالیات او یکی از بازوهای رژیم سابق بوده، و با طراحی های اقتصادی و علمی به ثروت طبقه اشراف افزوده ٣٠
متوجه میشوید؟ در آن زمان هم ١٧٩٢ تشکیل استارت آپ و تولید ثروت جرمی نابخشودنی بود🙃 لاووازیه با تحقیقات علمی تولید ثروت کرده و چه جرمی از آن بالاتر؟🤷🏻‍♂️٣١
در پاییز ١٧٩٣ اوضاع بدتر میشه داستانهای ١٧٩٣-١٧٩۴ را مفصل در مطالب سابق تعریف کردم، دادگاههای Prairial و لاووازیه هم داره نوبتش میشه 😰 شما فکر کنید که او و همسرش خودشون کاملا غرق در ایده انقلاب بودند و به آنها بیش از هر کسی کمک کرده بودند ٣٢
کنوانسیون ناسیونال قانونی منتشر می‌کنه که دستور دستگیری تمام کارمندان رده بالای اداره مالیات les fermiers généreux رو صادر می‌کنه، در حالیکه خیلی ها فرار می‌کنند ٣٣
لاووازیه خودش می‌ره و تسلیم میشه، چون معتقد بوده هیچ کار خلافی انجام نداده در اداره مالیات با درستکاری کار کرده و در چند سال انقلاب هم با انقلابیون همکاری کامل داشته و اصلا اونها دوستانش هستند دلیلی ندارد بترسه از دوستانش 😰 ٣۴
در ٣٠ نوامبر ١٧٩٣ خودش رو تسلیم می‌کنه به فاصله کوتاهی پدرزنش هم دستگیر و به سلول او منتقل میشه، شما حالا ماری-آن رو تصور کنید که در ٣۵ سالگی پدر و شوهرش به زندان افتادند، ٣۵
در فاصله کوتاهی تمام اموال پدری و خود زوج لاووازیه هم برای اهداف انقلاب مصادره میشه، ماری-ان که چند سال قبل میزبان بنجامین فرانکلین بود امروز تنها و بی‌کس خودش رو وسط خیابون میبینه😔 ٣۶
اتفاقات هر روز پشت هم ردیف میشه عده ای که جرات داشتند سعی میکنند پا پیش بگذارند و خدمات لاووازیه برای کشور و علم رو یادآوری کنند و لزوم احترام به دانشمندان رو به انقلابیون خشمگین بفهمانند ولی به قول فرانسویها، شمشیر در آب زدن بود 😰😔 ٣٧
در ٨ مه ١٧٩۴ با ٣٠ نفر دیگر به دادگاه برده میشوند و به گیوتین محکوم می‌شوند و بلافاصله حکم اجرا میشود 😫تازه مردم هورا هم می‌کشیدند 🤦🏻‍♂️٣٨
یکی از شاگردانش می‌نویسد ؛ برای قطع کردن سر لاووازیه تنها لحظه‌ای کافی بود ولی انقلابیون نمی‌دانستند که صدها سال زمان لازم است تا یکی دیگر مثل او پا بر زمین بگذارد 😔 ٣٩
روبسپیر که بعد از اتفاقات نانت و دادگاههای Prairial تازه گرم شده بود این بار کار رو به خانواده ها هم میکشاند، ماری_ان در ژوئن ١٧٩۴ یکماه بعد از اعدام شوهر دستگیر میشه، ۴٠
ولی خوشبختانه در حالیکه منتظر محاکمه و اعدام بود، اتفاقاتی که بر روبسپیر در ژوییه همان سال رفت سرنوشت او را تغییر میده و او با مرگ نکبت‌بار روبسپیر آزاد میشه، داستان روبسپیر را همانطور که وعده‌اش را دادم در مطلبی مجزا و طولانی خواهم نوشت۴١
ولی چه ازادی؟ زنی ٣۵ ساله، بدون شوهر، بدون پدر، بدون خانه، بدون پول ... این بود ارمغان انقلاب برای دختری که روزی تمام دانشمندان جهان برای دمی هم‌صحبتی با او صف می‌کشیدند.۴٢
من بهرام گور هستم و شما خواننده چهارمین قطعه از انقلاب وحشت فرانسه بودید، تمام این مجموعه از این درگاه قابل مشاهده و مطالعه رایگان است. از شما خواهش میکنم اگر از این مطالب استفاده میکنید منبع آن را هم ذکر کنید
خوش گذشت 🖐

جاري تحميل الاقتراحات...