لوکوموتیو
لوکوموتیو

@Loc0m0

27 تغريدة 18 قراءة Mar 23, 2023
رشتو: «آدم امن»
این روز‌ها حال‌مون و بازدهی‌مون مثل ۲ ماه پیش نیست. گاهی پُریم از استرس و غم و بی‌تمرکزی.
یکی از چیزای سودمند وجود «آدم امن» تو زندگیمونه. آدم امن نه تنها سوسول‌بازی نیست، بلکه خیلیم مهمه و باید دنبالش بگردیم یا باشیم!
چه‌طور؟ ⬇️
#رشتو
#مهسا_امینی
1️⃣ تعریف امنیت
کلاً امنیت دو بخشه: جسمی و روحی.
معمولاً جسمی سرراست‌تره. یه سری پیشگیری داره (مثل پایین)، خرابم بشه معمولاً دواش دکتره.
اما امنیت روحی هم خیلی سخت‌تره دیدن نیازش، هم خیلی سخت‌تره رسیدگی بهش و پیدا کردن درمانش. و راحت پشت‌گوش می ندازیمش.
2️⃣ تعریف آدم امن
آدم امن کسیه که به تو این امکان رو بده که «بدون ترس از قضاوت آنی» یا «سواستفاده آتی» پیشش «خود واقعی‌ت» باشی.
این‌که بتونی پیشش خیلی از جنبه‌های آسیب‌پذیر/vulnerable و پنهان /شخصی‌ت رو (که حتی در خلوت خودتم اغلب سمتشون نمیری) باش در میون بذاری. و حالت بهتر شه.
3️⃣ آدم‌های امن رایج/شغلی
آدم امن توی خیلی جاهای زندگی بشر تعبیه شده:
- در مسیحیت، کشیشی که پیشش اعتراف می‌کنی قراره آدم امن باشه
- وکیل تو، بعد از امضای Attorney–client privilege باید از اطلاعات تو محافظت کنه
- تراپیست یا مشاور تو، معمولاً باید نقش آدم امن روحی رو برات بازی کنه
4️⃣ نیاز به آدم امن
در طول روز تو حرفای عادیت رو با خانواده و دوستای واقعی/مجازی می‌زنی.
اما گاهی ممکنه با این‌که contacts گوشیت و تلگرامت پر باشه از ده‌ها نفر، تهش حس کنی واقعاً «کسی نیست که بتونی باهاش حرف دل‌ت رو بزنی!»
اینجاست که بودن اون آدم امن میتونه خیلی کمک کنه بهت. :)
قبل از این‌که ببینیم آدم امن چیا هست و چه ویژگی‌هایی داره، یه نگاه به اطراف بکنیم و ببینیم چرا ممکنه نیازمون به اون آدم امن، در حال حاضر کامل برآورده نشده.
یا به عبارتی، آدم امن کیا ممکنه «نباشه!»
۴.۱. آیا تراپیست آدم امن هست؟
تراپیست یک آدم امن می‌تونه باشه. اما:
۱. نه هر روز پیشته
۲. نه ممکنه پیشش کاملاً راحت باشی (بهتره باشی، اما گاهی هم نمی‌شه)
۳. نه ممکنه کامل بفهمدت (مثلاً ایرانی یا هم‌سو نباشه تو این شرایط)
۴. نه می‌تونه توی همه زمینه‌ها (مث سیاسی) الزاماً بات بیاد
۴.۲. آیا پارتنر/همسر آدم امن هست؟
خیلی خوبه که باشه. اما معمولاً در تمام موارد نیست. چون:
۱. نمی‌تونی از خودش بهش نقد/گلایه کنی (دفاعی می‌شه)
۲. تضاد منافع داره (مثلاً از نظر مالی یا احساسی باهات مشترکه)
۳. انتظاراتی داره (مثلاً اگه بچه یا پلن درازمدت داشته باشین)
۴. خسته می‌شه!
۴.۳. آیا دوست قدیمی آدم ادمن هست؟
خیلی خوبه که باشه، اما نه الزاماً همه.
سابقه قدیمی در خیلی موارد یک صندوقچه از خاطرات مشترک هست و قطعاً توی «اعتماد» تأثیر داره. اما با گذشت زمان ممکنه هم فاصله ذهنی ایجاد بشه، هم یه حس رقابت (در کار، موفقیت، ازدواج، ...) باشه هنوز از قدیم.
5️⃣ خب آدم امن از کجا بیارم؟!
آهان! قضیه اینه که «آدم امن فروشی» نداره این دنیا. و گاهی لازمه آدم امن رو خودت «بسازی.»
چه‌جوری؟ ۲ نکته:
۱. یاد بگیری خودت آدم امن باشی. چون معمولاً آدم امن بودن دوطرفه‌ست.
۲. بتونی نیازها و انتظاراتت از آدم امن رو بشناسی، بیان کنی، و پیگیری کنی.
خیلی از مواقع، علاقه و خیرخواهی واقعی برای امن بودن وجود داره. منتهی آدما (حتی خودمون) دقیق بلد نیستیمش. و جایی هم تو سیستم آموزشی کوفتی‌مون، بهمون یاد نداده‌ن این چیزا رو!
واس همین مهمه بدونیم چه‌جوری می‌شه آدم امن بود، انتظاراتی داشت و طرفین رو به این انتظارات متعهد دونست.
6️⃣ اصل داستان: ۸ ویژگی آدم امن!
۱. دونستنِ «ارزش» امنیت و حال خوب
آدم امن بودن، ارزون نیست. هزینه داره. هم زمانی و هم فکری. اصن یه مثلی هست می‌گه آدمی که بهت توجه نمی‌کنه سرش شلوغ نیست، صرفاً تو براش اولویت نیستی!
حالا این اولویت (نسبی) از کجا میاد؟
ذات اولویت افراد اغلب از نفع میاد. و لازمه‌ی «امن بودن» (که اغلب دوطرفه‌س، امروز می‌دی و فردا می‌گیری) اینه که خودِ «امنیت و سلامت روحی» توی زندگی خودت اولویتت باشه!
چون اگه به «حال خوب» بها داده نشه، دقیقاً توی شرایط بحرانی مثل این روزا همین بلاها میاد.
۲. شنوا بودن
اصولاً مغز طبیعی خیلی آدما (مثل مهندسا) مدام دنبال پیدا کردن راه‌حل هست! و نمی‌دونن کجا باید همدلی/empathy ارائه بدن و کجا باید حل مسأله/problem solving.
واسه همینه که برای آدم امن بودن/یافتن، لازمه که توانایی شنوایی بدون حل مسأله باشه!
در خیلی خیلی از جایگاه‌های آدم امن، طرف اصن دنبال جواب نیست! چون شاید جوابی وجود نداره (مثلاً الآن، آبان ۱۴۰۱، ایران چی می‌شه؟) یا شاید ظرفیت آنالیز و مقایسه جواب‌ها الآن نیست.
شنوا بودن، ینی بتونی به خود صورت مسأله، تخلیه، شنیدن، فهمیدن بها بدی. و نه ۱۰۰٪ نمره رو فقط به جواب!
۳. فرار از قضاوت
مغز ما دائم در حال تصمیم‌گیریه. یه سری ورودی و یه خروجی. بالغ بر ۳۰۰ بار در روز.
این، به‌همراه تشدید تصمیمات در سوشال‌مدیا (لایک بکنم یا نکنم؟ شِیر بکنم یا نکنم؟) همه‌مون رو قضاوت‌گر/judgeکننده (عامیانه: جاجو!) داره بار میاره. و مدام دنبال برچسب «خوب» یا «بد»یم.
اینجاست که برخلاف ظاهر واژه‌ی قضاوت، اتفاقاً توانایی «قضاوت نکردن» یه مهارته!
این‌که بتونیم بشنویم (ورودیه باشه)، بدون این‌که حس کنیم نیازی به نتیجه‌گیری و دادن حکم (خروجی) هست. سخته. اما می‌شه مدیریتش کرد. یا حداقل برای شروع، سعی کنیم نتیجه رو تو خودمون دفنش کنیم که بروز نده!
باز تأکید می‌کنم که «مهم‌ترین» ویژگی آدم امن، جاجو نبودنه!
این‌که بدونی:
- همه‌مون آدمیم
- خوب و بد نسبیه
- آدما متفاوتن با هم
- پارامترهای تصمیم‌گیری آدما متفاوته
- وزن‌دهی به پارامترهای تصمیم‌گیری آدما هم متفاوته
- مجدداً: خوب و بد نسبیه!
۴. صبور بودن
آدم امن بودن، یه پروژه نیست که بخوای سریع تمومش کنی و پولت رو بگیری و بری! یه جایگاه/نقش هست که قراره توش باشی. و ساعتی/کارمزدی هم بهت پول نمی‌دن، بلکه باید بتونی «حضور» درستی داشته باشی.
این حضور، گاهی با عجله تخریب می‌شه. پس باید بتونی/بخوای که با صبر آشتی کنی!
۵. درست پرسیدن
همون‌قدر که شنیدنه مهمه، درست حرف زدن و پرسیدن هم مهمه.
توی خیلی از مشاغل حرفه‌ای (مثل تراپیست‌ها یا حتی بازجوها) کلی درس و کلاس هست که یه جمله خبری/امری رو چه‌جوری پرسشی کنن که طرف احساس تحمیل، جهت‌دهی، گیر افتادن، یا فشار بهش دست نده!
واسه همینه که توی مواقع بحرانی باید قبل از حرف زدن خوب فکر کنی. و مطمئن شی که حرفی که داری می‌زنی، یه چاقو نیست!
چون مخاطب دقیقاً قسمتِ آسیب‌پذیر/vulnerable خودش رو جرأت کرده و اعتماد کرده گذاشته جلوت. و تو اگه معادل دکتر یا ماساژور ای، خیلی باید مراقب انگشتات باشی که زخمی نکنی.
۶. تفاوت خوشی و حقیقت
آدما گاهی دنبال حقیقت نیستن. معناش این نیست که دنبال دروغن: گاهی تو اون لحظه، ترجیح می‌دن «اول» حال‌شون خوب بشه، بعد مغز منطقی‌شون رو روشن کنن.
این‌که بتونی این حقیقتvsخوشی رو ببینی، و با لگد طرف رو نبری سمت دلخواه خودت، بسیار مهمه!
۷. توانایی تعدیل فاصله
درسته نقش «آدم امن» بودن یه نقش بدون انقضای دقیق هست. اما معناش این نیست که یه تعهد مادام‌العمر هست و می‌شه ازش سوءاستفاده کرد و بیگاری کشید!
خوبه که بدونی که همیشه می‌شه چه موقتی، چه دائمی، «نه» هم گفت و فاصله رو، با صبوری و تعقل، گاهی کمی تعدیل کرد.
یه موقع ممکنه خودت خسته باشی و محتاجِ «گرفتن»، اما صلاح بدونی خودتو یه ساعت فراموش کنی و «آدم امن» باشی (بِدی).
این قشنگه! منتهی نکته اینه که تکرار یا عمق این دادنه نباید در نهایت (بعد ۱۰ بار مثلاً) تو رو به فنا بده.
یادت نره که در این سرمایه‌گذاری، حال خودتم باید تهش خوب بشه.
۸. توانایی بخار شدن!
این‌که بتونی تو اغلب مسائل خودتو حذف کنی و مثل یه بخار آب تو هوا باشی. مثلاً اگه می‌گه «همه پسرا/دخترا»، نیای خط‌کش بذاری و تصحیح کنی. بتونی بفهمی منظورش رو بدون این‌که دنبال دفاع شخصی باشی.
صرفاً بذار حرفشو بزنه، منظورو بگیری، حالا بعداً هم می‌شه عمیق شد!
واقعاً این‌که توی خیلی از موارد بتونی بفهمی قضیه «تو» نیستی، یه توانایی بسیییییار مهمه. یه چند دقیقه بتونی خودت رو از مرکز هستی دور کنی و ناظر خارجی باشی.
حتی چه بهتر که کمک کنی و از سمت اون، دنیا رو ببینی! چون کلّ هدف این «آدم امن» بودن اینه که بیایم دنیاهامون امن‌تر بشه. :)
بازم ممنون که خوندین، اگه خوش‌تون اومد ریت می‌کنین، و بیشتر سعی می‌کنین توی این شرایط «آدم امن» باشین، بشین، و کمک کنین حال همه‌مون خوب باشه!
این حال خوب، دقیقاً بیشترین نیاز همه‌ی ما تو این روزاست. مرسی که تلاش می‌کنین و توی تولیدش سهیم هستین. دمتون گرم! 🙏

جاري تحميل الاقتراحات...