جارِد دایموند
جارِد دایموند

@JaredDiam

19 تغريدة 75 قراءة Sep 06, 2020
نگاهی به کتاب Narrow Corridor از دارون عجم‌‌اغلو
١/١٩ کتاب به این مسأله می‌پردازد که چگونه برخی کشورها در طول تاریخ به آزادی دست‌یافتند، اما سرنوشت برخی دیگر اما آشوب و استبداد و فرسایش تدریجی است. ایده اصلی کتاب این است که آزادی، خروجی و نتیجه روند طبیعی امور نیست.
٢/١٩ آزادی، صلح، و رفاه یک کشور حاصل یک تعادل حساس و ظریف بین جامعه و state است، که هر دو باید مسیری مشخص را طی کنند تا به این نقطه برسند. بسیاری از کشورها در حفظ تعادل ناکام مانده و در رسیدن به آزادی ناتوان‌‌اند. نمودار زیر ایده کتاب را نشان می‌دهد.
٣/١٩ گاهی state آنقدر ضعیف است که نمی‌تواند آزادی شهروندان را تضمین کند، گاهی آنقدر قدرتمند که خود عامل خفقان است. تنها حکومتی قدرتمند و در عین حال زنجیر شده shackled Leviathan می‌تواند هنجارهای فلج‌‌کننده را از بین ببرد و جامعه را به سمت تعالی هدایت کند.
١٩/۴این غل و رنجیر به یک حکومت فقط متن قانون و یا تعهد نیست، جامعه/society هم باید به رشد و بستری رسیده باشد که توانایی محدود کردن حکومت و زنجیر بستن به آن را داشته باشد.
به فلسفه هابز و لزوم وجود حکومت/state/لوایاتان می‌پردازد و اینکه آدمی همیشه در وضعیت ترس و یا نزاع قرار دارد
١٩/۵ در نبود حکومت، مالکیت خصوصی و همچنین امکان وضع قوانین، تنظیم روابط بازار، و حکمیت در اختلافها وجود ندارد. از طرفی سنت و هنجارهای جامعه هم در بسیاری موارد همچون قفسی cages of norms جلوی پیشرفت جامعه و تعالی آن را می‌گیرد. حذف این و سنت و هنجارها نیز تنها از حکومت برمی‌‌آید.
١٩/۶ اما سپس کتاب با فاصله گرفتن از هابز وجود state را شرط کافی برای شکوفایی نمی‌داند و با مثالهای متعدد نشان می‌دهد که خود state نیز گاهی می‌تواند عامل اصلی در سرکوب و فرسایش جامعه باشد و مثالهایی از اینگونه دولتها از جمله دولت سوریه را نام می‌برد.
٧/١٩ یک حکومت استبدادی، مشروعیت مردمی و الزامی برای پاسخگویی به آنها ندارد. از دید نویسنده این چنین حکومتی ناگزیر به سمت تمرکز قدرت، تضعیف و یا حذف مالکیت خصوصی، افزایش مالیات، و به دست گرفتن منابع ثروت کشور پیش می‌رود که سرانجام آن، نابودی حکومت و جامعه با هم است.
٨/١٩ کتاب به این امر اشاره می‌کند که لازمه پیشرفت، خلاقیت و نوآوری است. فرایندی که نمی‌تواند متمرکز در دایره حکومت باشد و آزادی شرط لازمه خلاقیت و نوآوری است. به عبارتی حکومت اقلیت، منجر به سلب فرصت برای اکثریت جامعه در نوآوری و امتحان کردن ایده و شانس خود می‌شود.
٩/١٩ کتاب به فلسفه سیاسی ابن خلدون هم در توضیح سقوط حکومت‌‌های عباسی و اموی اشاره می‌کند. این حکومت‌‌های استبدادی نظیر حکومت‌‌های مشابه، ابتدا دوران شکوه را تجربه کردند اما به تدریج با انحصار قدرت و منابع
١٠/١٩ و در نتیجه از بین رفتن تدریجی ثروت و سپس افزایش مالیات، موجب نارضایتی مردم و در نهایت فروپاشی شد. از دید نویسنده، ابن‌‌خلدون به ایده Laffer curve اشاره کرده که از نقطه‌ای به بعد افزایش مالیات موجب کاهش درآمد می‌شود.
١١/از لبنان به عنوان کشوری مثال می‌‌زند که جامعه و بافت مردمی آن اجازه شکل‌گیری state قدرتمند را نداده. بعد از استقلال و بر اساس سرشماری، قدرت بین پیروان ادیان عمده تقسیم شد. در نتیجه محدودیتهای جامعه، جلوی رشد state را گرفته که به دلیل ناکارآمدی توانایی بهبود اوضاع کشور را ندارد
١٢/١٩هند نیز، برخلاف اینکه بعد از استقلال حکومتی دموکراتیک بود، اما هنجارهای اجتماعی، نظام طبقاتی cast، مجادله گروههای مختلف اجتماعی با یکدیگر، و حتی تبدیل شدن خود حکومت به عنوان ابزاری برای تقویت تنازع و شکاف‌های اجتماعی، مانع پیشروی این کشور و شکل‌گیری جامعه و حکومت قدرتمند شده
١٣/١٩ از چین به عنوان کشوری مثال می‌زند که قدرت‌‌گیری state جلوی رشد و تحرک جامعه را گرفته و در طول تاریخ حکومت‌های استبدادی/despotic کمتر زمانی به مردم پاسخگو/accountable بودند که تا به امروز نیز ادامه دارد. کنترل شدید حکومت بر جزیی‌‌ترین جنبه‌های زندگی باعث خفقان مردم می‌شود.
١۴/ از طرفی هم فساد فراگیر و سیستماتیک تمام ساختار حکومت را فرامی‌‌گیرد. برای مثال ثبت‌نام در مدرسه و دانشگاه خوب جز با پرداخت پول و یا ارتباط نزدیک با حزب ممکن نیست. همچنین عضویت در حزب که یک جایگاه پرمنفعت است، جز با ثروت و یا رانت ممکن نیست.
١۵/ در چین از ١٠٠٠ ثروتمند اول، ١۶٠ نفر عضو کنگره حزب کمونیست چین هستند که مجموع ثروت آنها ٢٢٠ میلیارد دلار است که ٢٠ برابر ۶٠٠ نفر اول دولت فدرال آمریکا است. این در حالی است که درآمد سرانه در آمریکا ٧ برابر چین است.
١٩ /١۶ از آمریکا به عنوان کشوری مثال می‌زند که رشد جامعه مدنی و مردم و همینطور state در کنار هم شکل گرفته و جامعه موفق شده stateی پاسخگو و قدرتمند را شکل دهد و به پای او زنجیر ببندد. در تشکیل USA ابتدا بندها/articleهای مربوط به state تصویب شد.
١٧/١٩ دسته‌‌ای از بنیانگذاران آمریکا مثل همیلتون و آدامز که به federalist شناخته شدند، معتقد به دولت مقتدر بودند اما آنها نیز سرانجام به رسمیت دادن به حق مردم با تصویب Bill of Rights رضایت دادند که در آن حق آزادی بیان، حمل اسلحه، مالکیت خصوصی، دادگاه و مجازات منصفانه،
١٨/١٩روند عادلانه محاکمه، و ... به عنوان ملزومات State مقرر شد. چرا جامعه آمریکا موفق بود؟ قبل از State متحد، گروههای سازمان یافته، جامعه پویا، ساختار و هنجارهای ضد استبدادی، و ترس از قدرت گرفتن دولت مرکزی وجود داشت. در واقع ١٣کلونی قبل از اتحاد، هر کدام دارای دولت و شاکله متمرکز
١٩/١٩ سیاسی بودند که در هنگام اتحاد توانایی چانه‌‌زنی و بستن زنجیر به پای حکومت را داشتند.
پ‌‌ن١: نویسندگان پیشتر کتاب معروف "چرا ملت‌‌ها سقوط می‌کنند" را منتشر کردند
پ‌‌ن٢: این متن خلاصه‌ی نیمی از کتاب بود. شاید ادامه پیدا کرد
پ‌‌ن٣: کتاب ترجمه شده اما با حذف بعضی مطالب.

جاري تحميل الاقتراحات...